عکس
پسرم حاضر شده بره مهمونی

اقا شایان و خانم دکتر که پسرم عاشقشه

خواب کنار خاله فرناز

کمک کردن پسرم در امور خانه

شایان در چمدان

وای چه خواب راحتی تو بغل بابا

تو اثاث کشی مونده بودیم وسیله های ته کمد رو چجوری دربیاریم قدمون جواب نمیداد بریم بالا نردبون هم نداشتیم
این شد که شایان و فرستادیم بالا همه کارتونا البته خالی بودن رو برامون دونه دونه اورد جلو بچم
الهی من قربون خودت با قد 80 سانتیت بشم که کلی کمکمون کردی

لپ قرمزی!!! داخل کشو

وای ترسیدم وای ترسیدم!!!!!

اینم از اثاث کشی با بچه کوچیک
جای اثاثا بچه رو تو روزنامه پیچیدیم 

الان من چی بنویسم خداوکیلی ؟؟؟؟ ها چی بنویسم ؟؟؟؟

ما یه اشتباهی کردیم فرشو دادیم بالا زیرشو جارو کردیم
ایشون دو روز فرشو میدادن بالا ببینن چی اون زیر که من جارو کردم 

من قربون اون صورت ماهت بشم عچق مامان 

شایان و دوستش بارمان مشغول بازی با اسباب بازیهای اواگلی
معلوم نیست دو تایی دارن چه بلایی سر اتاق اوا میارن 

خواب ناز نازدونه ها

و بازی دسته جمعی مامانا و بچه ها

ای جونم که از خواب پاشدی رفتی نشستی منتظر صبحونتی
قلبونش برم من

شایان به مدرسه میرود اونم از نوع بدو بدو


عافیت باشه خوچلم!!!

به به صبحونه منزل مامان گلی
چه صبحونه دبشی خوردیم
اونقد دبش بود که مجبور شدیم کلهم اجمعین دوش بگیریم

بلهههه
اینم مریضیته عشقم حال نداشتی از جات بلند شی




عکس
